ایده یابان نواندیش - مجله‌ اینترنتی آموزشی علمی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
بررسی اثربخشی درمان شناختی –هیجانی معنوی SCET))
ارسال شده در 14 مرداد 1400 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

انسان امروزی در جامعهای زندگی میكند كه خطرات زیادی، آرامش و امنیت او را تهدید میكنـد. جرم، تخلف و جنایت یكی از جمله این خطرات هستند و هر روزه اخبـار و گـزارشهـای آشـفته كنندهای در مورد جرایم مختلف كه منجر به مرگ، نقص عضو و سایر آسیبهـای جسـمانی افـراد جامعه میشود به گوش میرسد. علل ارتكاب به جـرم بسـیار متفاوتنـد. انـدریوز و بونتـا (1994) بیكاری، پایین بودن سطح تحصیلات، مشكلات و مسایل خـانوادگی و زناشـویی، شـبكه اجتمـاعی جرم آفرین، مصرف مواد و الكل، كاركردهای اجتماعی ضعیف، نگـرشهـای ضـداجتماعی، عوامـل شخصـی و هیجـانی و اخـتلالات شخصـیتی و روانـی را از جملـه علـل و عوامـل ارتكـاب جـرم میدانند وبه دنبال آن مساله زندانی بودن است. امروزه توجه به مسائل تربیتی در زندان نسبت به گذشته بیشتر شده است و گام گذاشتن جهت بهبود وضعیت زندانیان امری لازم و ضروری به نظر می رسد. همچنین بخاطر وجود مشکلات عاطفی-شناختی و رفتاری در زندان باید روند کاهش سلامت روانی را در این قشر به حداقل رساند.

توضیح به صورت عکس درباره سلامت روانی

بیان مساله

 

یکی از مسائل مهم زندانیان و مجرمین مشکلات روانی می باشد. اختلالات روانی یكی از مشكلات بزرگ دنیای امروز است. به طوری كه گزارشهـا حـاكی از آن است كه یك چهارم از افراد جامعه آمریكا، برخی از انواع مشكلات روانـی را در طـول زنـدگی خود تجربه میكنند. در اغلب موارد وجود اختلالهای روانی در فرد نه تنها از میزان سـازگاری فردی و اجتماعی وی میكاهد، بلكه امنیت و بهداشت روانی خانواده و سایر گروههای اجتماعی را  نیز دچار مشكل میكند. در برخی موارد نیز، نوع و شدت مشكل به حدی میرسد كه موجبات آزار و تهدید حقوق اعضای دیگر اجتماع را فراهم می آورد و نتیجه آن، درگیری فرد بیمـار بـا قـانون و مراجع كیفری را فراهم می آورد. به عبارت دیگر، فرد بیمار به سبب داشتن اختلال روانی و پیامد آن ارتكاب جرم، تحت پیگرد قانونی قرار میگیرد و نهایتا وارد زندان میشود.

 

یافته های تحقیقات مختلف نشان داده انـد كـه بین 10 تا 15 درصد از زندانیان دچار اختلال روانی هستند و میزان شیوع اختلال های روانی در نمونه های متشکل از افراد مجرم وزندانی بسیار بالاتر از افراد دیگر جامعه است. (چیلس، میلر و کاکس، 1980).

 

بوردكین (1993) در پژوهش ملی خود در مورد رعایت حقوق بشر در افراد استرالیایی مبتلا به بیماری های روانی گزارش كرد كه بین 30 تا 50 درصد از نوجوانان حاضر در كانونهای اصـلاح تربیت، مبتلا به یكی از مشكلات سلامت روانی هستند. همچنـین یافتـه هـای ایـن پـژوهش نشـان میدهد كه میزان شیوع اختلالات روانی در بـین ایـن نوجوانـان 7 برابـر بیشـتر از سـایر نوجوانـان است.

 

گروهی از متخصصان سلامت روانی در آمریكا نیز با مطالعه 541 نوجوان 13 تا 18 ساله مجرم دریافتند كه   میزان مشكلات درونی سازیاز (جمله افسـردگی، وسـواس، شـكایات جسمانی واسكیزوئید)ومشكلات بیرونی سازی از جمله بیشفعالی، پرخاشگری و بزهكاری) در این نوجوانان دو برابـر سـایر نوجوانـان بـود. از طرفـی مشـاهده شـده اسـت كـه مددجویان مبتلا به مشكلات سلامت روانی نه تنها در زندان بیشتر مرتكب خـلاف مـیشـوند و درنتیجه به طول دوره محكومیت آنان افزوده میشود، بلكه احتمال بیشتری است كه قربانی خشـونت، سوءاستفاده و آزار و اذیت سایر مددجویان شوند (اوکنر و همکاران، 2002).

 

مكشان (1989) مشاهده كرد كه مـددجویان مبتلا به مشكلات و بیماریهای روانی پنج برابر سایر مدد جویان بـه كاركنـان زنـدان و مـددجویان دیگر حمله ور میشوند.

 

از طرفی تاریخچه زندان و مقابله با جرایم نیز نشان داده است كه روشهای متكی بـر تنبیـه و مجازات نه تنها نمی تواند از بروز و ارتكاب مجدد جرم جلوگیری كنـد؛ بلكـه در مـواردی نیـز بـر شدت و تعداد این موارد افـزوده اسـت. از ایـن رو، امـروزه اعتقـاد بـر ایـن اسـت كـه اسـتفاده از روشهای بازپروری و تأكید بر توانبخشی روانی مددجویان، بخصوص در آن دسته از مـددجویانی كه دچار نواقص شناختی و اختلالات روانی هسـتند، بسـیار مفیـد و مـؤثر اسـت (کریتون و تاول، 2005). سـوریال و مكنزی [نقل از تاول، 2003)]. تأثیر برنامههـای مداخلـهای متكـی بـر مجـازات و برنامـههـای مداخلهای متكی بر تقویت رفتارهای مثبت را در یك اردوگاه از مددجویان مورد مقایسـه كردنـد و دریافتند كه هرچه تأكید بر مجازات در مددجویان بیشتر شود، میـزان ارتكـاب جـرم و محكومیـت مجدد نیز افزایش مییابد. براین اساس طی چند دهـه گذشـته تاكیـد مسـئولان و دسـتانـدركاران جامعه و زندان بر جایگزینی فعالیتهای تـوانبخشـی و بـازپروری بـه جـای تنبیـه و مجـازات در زندان ها است.

 

فرندشیپ وهمكاران (2003) كارایی برنامـه هـای شـناختی- رفتـاری را در كـاهش نشـانگان روانشناختی و میزان ارتكاب جرم مجدد در دو گـروه از مـددجویان مـردی كـه دارای دو سـال و بیشتر محكومیت بودند مقایسه كردند. گروه اول یا گروه آزمایشی متشكل از 667 زنـدانی وگـروه دوم یا گروه كنترل متشكل از801نفر از مددجویانی بودند كه از نظر چند متغیـر مـرتبط بـا هـدف تحقیق با گروه اول همتاسازی شده بودند. مددجویان گروه آزمایشـی در جلسـات رواندرمـانگری گروهی مبتنی بر فنون شناختی- رفتاری شركت كردند. نتایج نشان داد كه گـروه آزمایشـی و گـروه كنترل هنگام كنترل سایر متغیرها از نظر وضعیت روانشناختی و از نظـر میـزان محكومیـت مجـدد تفاوت معناداری داشتند.

 

یکی از عمده ترین مشکلاتی که در زندان برای فرد به وجود می آید بحران هویت است. بنا به تعاریف بحران هویت فرد در زندان با یک من آشفته و بهم ریخته رو به رو می شود. من زندانی در مقابل ارزشهای قانون و هنجارهای کشورش است که این عامل باعث بهم ربختگی شدید هویتی در او می شود( جلالی، 1376).

 

بحران هویت واژه ای است که اولین بار اریکسون ارائه داده است و عدم توانایی نوجوان در قبول نقشی که جامعه از او انتظار دارد را بحران هویت نامید ولی اکنون دیگر این تعریف اصلاح شده است. از نگاهی دیگر بحران هویت، اینگونه تعریف شده است: عدم موفقیت فرد در شکل دادن به هویت فردی خود اعم از اینکه به علت تجارب نامطلوب کودکی با شرایط فعلی باشد، بحرانی ایجاد می کند که بحران هویت نامیده می شود (سیدنژاد، 1381). 

خرید متن کامل این پایان نامه در سایت nefo.ir

 

 

یالوم (1995) در مورد امیداوری بیان می کند،که امید یک عنصر اساسی فرایند درمان است. افراد به هنگام درمان معمولا شرایط مبهمی دارند و در مورد آینده مردد هستند. لذا لازم است تا با توسل به راه های مختلف افراد برای سپری کردن دوره درمان اراده و هدفمندی و امید خود را تا پایان حفظ کنند.

 

بک (1974) نیز در مورد ناامیدی به تحقیق پرداخته و رابطه تنگاتنگی میان نا امیدی  وافسردگی و افکار خودکشی یافته است به گونه ای که مقیاس نا امیدی او به گونه ای پیش بینی کننده خطر خودکشی در افراد است.

 

در سطح فیزیولوژیکی، درمانگر با در نظر گرفتن واکنشهای جسمانی و هیجانی مراجع نظیر تپش قلب و نفس نفس زدن سعی می کند این احساسات ناخوشایند را از طریق آموزش آرامش دهی یا ریلکسیشن کنترل و کاهش دهد و اما در سطح معنوی، ابتدا از مراجع خواسته می شود تا در مورد خودش ودیگران و اینکه در مورد ماهیت انسان چگونه می اندیشد، صحبت کند. اغلب مراجعین تصویر منفی از خود و انسان دارند. احساس پوبی ارزشی و نا امیدی می کنند و هدفی در زندگی ندارند. درمانگر از طریق ارائه باورهای اساسی دینی که 10 مورد هستند و راجع به انسان، هستی و خداوند می باشند سعی در کاهش احساسات ناخوشایند مراجع دارد وبکارگیری این باورها در زندگی می تواند منجربه رشد و تعالی روان در او شود.

 

لذا از این رو زندانیان بعلت مشکلات اجتماعی .اقتصادی. اعتقادی و مصرف مواد مخدر دچار اختلالات روانی و بحران هویت میباشند که روان درمانی شناختی –هیجانی معنوی میتواند بر بهبود اختلالات روانی و بحران هویت بوجود آمده در زندانیان برای برگشت به زندگی عادی و اجتماع لازم باشد.

 

چالش بحران هویت هم بعد روان شناختی و فردی دارد و هم بعد اجتماعی و سیاسی(شرفی، 1380)

 

در نظریه شناختی-هیجانی معنوی فرض بر این است که راهی از بحران هویت از طریق پاسخ به سوال های اساسی زندگی و باتوجه به باورهای اساسی دینی امکان پذیر است. با عنایت بر آنچه بیان شد سوال این است که آیا درمان شناختی-هیجانی معنوی( SCET )می تواند بر بحران هویت زندانیان تاثیر بگذارد؟

 

اهمیت و ضرورت پژوهش:

 

تعداد کل زندانیان کشور، ۲۱۰ هزار و ۶۷۲ نفر است. این آمار نسبت به آخرین آمار ارائه شده به سازمان‌های جهانی توسط ایران با کاهش حدود ۷ هزار نفری روبه‌رو شده است. براساس این آمار، استان تهران با ۳۱ هزار و ۹۰۰ زندانی، در صدر لیست استان‌های کشور در این زمینه قرار دارد. پس از استان تهران، خراسان رضوی با ۲۰ هزار و ۱۱۹ زندانی، فارس با ۱۵ هزار و ۵۴۰ زندانی، اصفهان با ۱۴ هزار و ۱۴۷ زندانی، خوزستان با ۱۳ هزار و ۲۸۵ زندانی و کرمان با ۱۱ هزار و ۴۱۹ زندانی در جایگاه‌های بعدی بیشترین تعداد زندانی قرار دارند (پایگاه خبری الف ، 1393.به نقل از سازمان زندانهای کشور)

 

همانطور که ملاحظه می شود پس از استان تهران، استان خراسان دومین استانی است که بیشترین فراوانی زندانیان را به خود اختصاص داده است. ازجایی که عوامل سبب شناسی هر زندانی نسبت به دیگری تفاوت دارد نمی توان به طور یقین بیان کرد که کل زندانیان با یک مشکل وارد زندان می شوند. همانطور که می دانید یکی از سبب شناسی های بررسی های ورودی زندان، عامل روانی است. که یکی از عوامل مهم روانی که روانشناسی همچون اریکسون و مارسیا به آن ها دامن زده اند و موفقیت فردی را در گروی آن می بینند، هویت می باشد (فرهنگی، 1390). حال اینکه چه تعداد از زندانیان بحران هویت یعنی تعهد را طی کرده اند بسیار سخت خواهد بود. نتایج پژوهش هایی نشان داده است که بین دلبستگی نا ایمن دوسوگرا و هویت زودرس و آشفته رابطه وجود دارد، که ویژگی اینگونه افراد، بی عاطفگی، بی اعتمادی، تاثیر سریع از محیط اطراف خود می باشد (باقری و همکاران، 1388).

 

شواهد نشان می دهند افرادی که بحران هویت را به درستی طی نکنند احتمالا در آن ها آشفتگی، بی اعتمادی، خودتنظیمی کمتر، انعطاف پذیری پایین تر خواهیم دید (فرهنگی، 1390).

 

به طور کلی می توان گفت کسب هویت و تعهد کسب کردن به ارزش ها و رسیدن فرد به وفاداری امری بسیار مهم جهت مقابله با مشکلات زندگی است که آن می تواند جلوی آسیب های اجتماعی از جمله زندان رفتن را بگیرد. حال توجه به بهبود افرادی که بحران هویت را به درستی طی نکردند و دچار این مشکل هستند امری ضروری به نظر می رسد. در پژوهش حاضر باتوجه به درمان گروهی شناختی-هیجانی معنوی می خواهیم بحران هویت را کاهش دهیم.

 

اهداف پژوهش:

 

هدف های کلی:

 

بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر بحران هویت زندانیان

 

هدف های جزئی:

 

بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر بی هدفی زندانیان

 

بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر پوچی زندانیان

 

بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر نا امیدی زندانیان

 

بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر عدم اعتماد به نفس زندانیان

 

بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر بی ارزشی زندانیان

 

بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر نارضایتی از زندگی زندانیان

 

بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر اضطراب زندانیان

 

بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر غمگینی زندانیان

 

بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر پرخاشگری زندانیان

 

بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-هیجانی معنوی بر عصبانیت زندانیان

 

فرضیه های پژوهش:

 

1-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش عصبانیت زندانیان می شود.

 

2-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش پرخاشگری زندانیان می شود.

 

3-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش غمگینی زندانیان می شود.

 

4-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش اضطراب زندانیان می شود.

 

5-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش نارضایتی زندانیان می شود.

 

6-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش بی ارزشی زندانیان می شود.

 

7-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش عدم اعتماد به نفس زندانیان می شود.

 

8-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش نا امیدی زندانیان می شود.

 

9-درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش پوچی زندانیان می شود.

 

10- درمان شناختی-هیجانی معنوی گروهی باعث کاهش بی هدفی زندانیان می شود.

نظر دهید »
بررسی اثربخشی راهبردهای مقابله ای برفشار روانی در مراقبین بیماران اسکیزوفرنی و دو قطبی
ارسال شده در 14 مرداد 1400 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

حضور بیمار روانی مزمن مثل بیماراسکیزوفرنیک و یا دو قطبی در خانواده منبع فشار یا بار است. مراقبت های روانشناسی مبتنی بر جامعه حرکتی است که از سال 1960 شروع شده است و مراقبین از جمله اعضای خانواده های بیماران نقش فعالی در این زمینه دارند (هویینگ و همیلتون، 1996).

 

خانواده بهترین منبع برای مراقبت از بیمار روانی مزمن معرفی شده و از این رو توجه به مفهوم فشار روانی (Burden) از اولویت بالایی برخوردار است. افزایش مسئولیت پذیری خانواده‌ها منجر به افزایش آگاهی در مورد مشکلات مراقبین چنین بیمارانی و طرق سازش و برخورد با این مشکلات می‌شود (هاتفیلد و لفی، 1989).

 

تأثیر فشار روانی مراقبان مانند هر استرس دیگری به ارزیابی شناختی آنها از مسأله و نیز منابعی که برای مقابله با آن در دسترس دارند بستگی دارد (اتکینسون و همکاران، 1368). آسیب پذیری هر فرد در برابر فشار روانی متأثر از مهارتهای مقابله ای وی و حمایت های اجتماعی موجود می‌باشد. (ساراسون و ساراسون، 1371). بین فشار روانی وارده و احساس فشار روانی و پیامهای منفی آن رابطه مستقیمی وجود ندارد بگونه ای که فولکمن و لازاروس(1989) معتقدند که راهبردهای مقابله ای افراد در میزان احساس فشار روانی  پیامدهای منفی آن نقش واسطه ای دارند. به کارگیری سبک های مقابله ای مسأله مدار می‌تواند میزان فشار را کاهش داده و سبک های مقابله ای هیجان مدار و غیر موثر میزان فشار را افزایش می‌دهند و یا حداقل نقش موثری در سازگاری ندارند بنا بر این با توجه به موارد فوق فشار ناشی از مراقبت از بیمار روانی مزمن (اسکیزوفرنیا و دو قطبی) بسته به راهبرئهای مقابله‌ای به کار گرفته شده می‌توانند متفاوت باشند.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

1-2 بیان مسأله

 

بیماری اسکیزوفرنیا و اختلال دوقطبی بیماری های مزمن و ناتوان کننده ای هستند که می‌توانند منجر به افت پیش رونده در ارتباطات اجتماعی (انزوای اجتماعی) و شغل شوند و اکثر حوزه های زندگی فرد را کاملاً متأثر نمایند. شیوع مادام العمر بیماری اسکیزوفرنیا حدود 1 درصد است و در کلیه جوامع و مناطق جغرافیایی دیده می‌شود (کاپلان و سادوک، 2003). شیوع مادام العمر اختلال دو قطبی نوع I هم در حد 1 درصد است که مشابه اسکیزوفرنیا است (کاپلان و سادوک، 2003).

 

مراقبین چنین بیمارانی اغلب فشارهای زیادی را در سازش با علایم بیمار خود تجربه می‌کنند. افزایش فشار مراقبین عواقب متعددی از جمله انزوای خانواده، قطع امید از حمایت های اجتماعی و مراقبت ناکافی از بیمار و در نهایت رها کردن بیمار و تشدید پدیده بیماران روانی بی خانمان را در پی خواهد داشت (بیگلو همکاران، 1994). فشار بالا در مراقبان همراه با سطح بالایی از هیجانهای ابراز شده (HEE) احتمال عود و بستری مجدد را اقزایش می‌دهد (بولزلاف و همکاران، 1998). افزایش فشار بر مراقبان باعث کاهش سطح سلامت روانی و افزایش احمال بروز اختلالات روانی در آنها می‌شود به گونه ای که در برخی مطالعات اختلالات روانی در 41 درصد مراقبان گزارش شده است. (صالح، 1994  به نقل از ملکوتی و همکاران، 1376).

 

افسردگی، اضطراب، اختلالات انطباقی و نورآستونی از موارد شایع این اختلالات است. بالا بودن فشار در مراقبان به نوبه خود باعث شدت یافتن بیماری در دوره حاد و نیز علایم باقی مانده در مرحله کنترل بیماری می‌گردد (پرلیک و همکاران، 2001). در بررسی ای که توسط وب و همکاران در سال 1997 صورت گرفت نشان داده شده است که چندین فاکتور روی مراقب بیمار روانی در رابطه با مراقبت از وی موثر است که شامل برآورد شناختی مراقب، راهبردهای مقابله ای و حمایت اجتماعی می‌باشد. همین طور بررسی رابطه بین این فاکتورها و فشار ذهنی و تندرستی مراقبین نشان داده است که سطوح بالای فشار ذهنی (سابجکتیو) با موارد زیر ارتباط دارد: 1- فرکانس بیشتر رفتارهای علامتی مثبت و منفی 2- تمایل به بکارگیری راهبردهای مقابله ای مبتنی بر حل مسأله در مواجهه با  رفتارهای علامتی منفی 3- تمایل به بکار نگرفتن راهبردهای مقابله ای مبتنی بر حل مسأله در برخورد با رفتارهای علامتی مثبت.

 

فالون و همکاران (1986) دریافتند که مراقبینی که از رویکردهای مسأله مدار استفاده می‌کنند فشار کمتر و سازگاری بیشتری از خود 

خرید متن کامل این پایان نامه در سایت nefo.ir

  نشان می‌دهند. در کشور ما برای مراقبت از بیماران روانی شدید و مزمن خانواده نقش محوری ای را ایفا می‌کند و با توجه به تدوین برنامه ساماندهی بیماران روانی در برنامه توسعه، ارزیابی عوامل فشارزا در مراقبین ایرانی و نقش سبک های مقابله ای آنها می‌تواند در برنامه ریزی ملی بهداشت روانی مفید واقع گردد. از طرف دیگر با توجه به کمبود پژوهش‌ها در این خصوص پژوهش حاضر می‌تواند اهمین بسزایی در این زمینه داشته باشد اما هنوز سوالات زیادی مطرح است که پاسخی به انها داده نشده است از جمله این که آیا فشار در همه به یک اندازه است؟ (در شرایط برابر) و آیا نژاد، فرهنگ، سن و جنس در فشار می‌تواند تأثیر قابل ملاحظه و قابل اندازه گیری ای داشته باشد و آیا در مراقبین ایرانی هم همان فاکتورهای ذکر شده موثر است؟

 

1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق

 

مشهورترین تعریف سلامت در نظامنامه سازمان بهداشت جهانی به شرح زیر صورت گرفته است. سلامت حالت كامل آسایش و كامیابی زیستی، روانی و اجتماعی است و صرف فقدان بیماری و معلولیت (ناتوانی) سلامت نیست ابعاد مثبت و منفی این تعریف بوسیله داونی و همكاران (1996) مورد ملاحظه قرار گرفته است.

 

در قسمت اول این تعریف آنها اعتقاد دارند كه سلامت به مثابه یك مفهوم مثبت نگریسته می‌شود (كیفیت مثبت: آسایش و بهزیستی) در قسمت دوم تعریف سلامت در بعد منفی به مثابه فقدان بیماری و معلولیت نگریسته می‌شود با در نظر گرفتن هر دو بعد، تعریف این مطلب را می‌رساند كه سلامت حقیقی هم شامل پیشگیری از نابهنجاری و بیماری (مثل ناخوشی، زخم، بیماری) و نیز ارتقای سلامت مثبت است كه این امر (ارتقای سلامت مثبت) خیلی مورد غفلت قرار گرفته است.

 

خانواده جایگاه مهمی در رشد شخصیت افراد دارد. اغلب افراد دچار مشکلات مختلف شخصیتی و روانی که فاقد بهداشت و سلامت روانی هستند از خانواده‌های ناسالم برخاسته‌اند. از اینرو در تامین بهداشت روانی افراد خانواده جایگاهی مهمی دارد و ضروری است راهکارهای مناسب در تامین بهداشت روانی خانواده شناسایی و به مرحله اجرا گذارده شود. در این راستا ضروریست عواملی که مخل بهداشت روانی خانواده‌ها هستند شناسایی و روشهای مقابله با آنها توصیه گردد. روشن است عدم تامین بهداشت روانی خانواده، تلاشهای فردی برای رسیدن به اهداف و پیشرفتهای فردی و اجتماعی را با مانع روبرو خواهد ساخت.

 

مراقبین و خانواده ها، نقش مراقب اولیه بیماران روانی مزمن بر عهده دارند و شناسایی فاکتورهای فشارزا و درک نیازهای آنها از اولویت بالایی برخوردار است و تجربیات استرس زای فراوانی که در امر مراقبت این بیماران تجربه می‌کنند آنها را مستعد ابتلای به اختلالات روانی می‌کند. از طرف دیگر مدل استرس – مقابله – بیماری بر نقش راهبرد مقابله ای بین استرس و بیماری تأکید می‌کند (گری، 2002). بنا بر این شناسایی راهبردهای مقابله ای که با احساس فشار کمتر و پیامدهای منفی آن همراه اند ضروری به نظر می‌رسد و با آموزش این راهبردها می‌توان باعث ارتقای سلامت روان مراقبین گردید. با بررسی متن معلوم گردیده که میزان فشار با بکار گیری سبک های مقابله ای مسأله دار کاهش یافته و راهبردهای مقابله ای هیجان مدار غیرموثر اند و یا میزان فشار را افزایش می‌دهند. این پژوهش جهت بررسی مقایسه ای میزان فشار در مراقبین بیماران مزمن اسکیزوفرنیک در مقایسه با بیماران مزمن دوقطبی و راهبردهای مقابله ای آنها طراحی گردیده است.

 

1-4 اهداف تحقیق

 

اهداف کلی:

 

تعیین میزان فشار وارده بر مراقبان بیماران مزمن اسکیزوفرنی و بیماران مزمن دوقطبی و ارتباط آن با راهکارهای مقابله ای.

 

اهداف جزیی:

 

    1. تعیین میزان فشار وارده بر مراقبان بیماران مزمن اسکیزوفرنی.

 

    1. تعیین میزان فشار وارده بر مراقبان بیماران مزمن دوقطبی.

 

    1. سنجش فشار (عینی– ذهنی) وارده بر مراقبین بیماران مزمن اسکیزوفرنی.

 

    1. سنجش فشار (عینی – ذهنی) وارده بر مراقبین بیماران مزمن دوقطبی.

 

    1. شناخت رابطه بکارگیری هر کدام از راهبردهای مقابله ای با میزان فشار در مراقبین ببیماران مزمن اسکیزوفرنی.

 

  1. شناخت رابطه بکارگیری هر کدام از راهبردهای مقابله ای با میزان فشار در مراقبین ببیماران مزمن دوقطبی.

 

1- 5فرضیه های تحقیق

 

    1. بین بکارگیری راهبردهای مقابله ای متمرکز بر مسأله و فشار (وارده بر مراقبین اسکیزوفرنیک مزمن رابطه وجود دارد.

 

    1. بین بکارگیری راهبردهای مقابله ای هیجان مدار و فشار وارده بر مراقبان اسکیزوفرنیک مزمن رابطه وجود دارد.

 

    1. بین بکارگیری راهبردهای مقابله ای کمتر مفید و غیرموثر و فشار وارده بر مراقبان اسکیزوفرنیک مزمن رابطه وجود دارد.

 

    1. بین بکارگیری راهبردهای مقابله ای متمرکز بر مسأاله و فشار وارده بر مراقبان دوقطبی مزمن رابطه وجود دارد.

 

    1. بین بکارگیری راهبردهای مقابله ای هیجان مدار و فشار وارده بر مراقبان دوقطبی مزمن رابطه وجود دارد.

 

    1. بین بکارگیری راهبردهای مقابله ای کمتر مفید و غیرموثر و فشار وارده بر مراقبان دوقطبی مزمن رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد.

 

    1. آیا فشار مراقبین بیماران اسکیزوفرنیک از مراقبان بیماران دوقطبی بیشتر است؟

 

    1. مراقبان بیماران مزمن اسکیزوفرنیک چه میزان فشار را تجربه می‌کنند؟

 

    1. مراقبان بیماران مزمن دوقطبی چه میزان فشار را تجربه می‌کنند؟

 

    1. کدام یک از منابع فشار (عینی – ذهنی) مراقبان بیماران مزمن اسکیزوفرنیک برجسته تر است؟

 

  1. کدام یک از منابع فشار (عینی – ذهنی) مراقبان بیماران مزمن دوقطبی برجسته تر است؟

 

1-6 تعریف اصطلاحات و واژه ها

 

    1. فشار مراقب: تأثیر منفی ناشی از زندگی کردن با یک بیمار روانی مزمن است و این تأثیر در واقع بر روی مراقب می‌باشد. این فشار به دو دسته عینی و ذهنی تقسیم می‌شود. دسته اول شامل تأثیرات مشهود مثل از دست دادن درآمد و شغل می‌باشد و دسته دوم شامل تأثیرات روانی منفی بر روی مراقب است (وب و همکاران، 1997). در پژوهش حاضر شامل نمره ای است که فرد در مقیاس فشار وارد بر خانواده (FBIS) به دست می‌آورد.

 

    1. راهبرد مقابله ای: به معنای مدارا کردن، کنار آمدن و برخورد موفقیت آمیز با مشکل تعریف شده است (فرهنگ جامع روانشناسی – روانپزشکی، پورافکاری، 1373) و بر چهار دسته تقسیم گردیده است. شامل روش مقابله ای متمرکز بر حل مسأله، روش مقابله ای هیجان مدار، روش مقابله ای کمتر مفید و روش مقابله ای غیر موثر. در پژوهش حاضر دو نوع آخر (کمتر مفید و غیر موثر) یکجا ارزیابی شده و به صورت روش کمتر مفید – غیر موثر نام برده شده است. راهبرد مقابله ای شامل نمره ای است که فرد در چک لیست مهارت های مقابله ای کارور، اسکیر و وینتراب (1989) به دست می‌آورد.

 

    1. بیمار اسکیزوفرنیک مزمن: بیماری است که بر اساس ملاک های تشخیصی DSM. 5تشخیص فوق را توسط روانپزشک دریافت نموده و بیش از دو سال از شیوع بیماری وی گذشته باشد.

 

  1. بیمار دوقطبی مزمن: بیماری است که بر اساس ملاک های تشخیصی 5-DSM این تشخیص را توسط روانپزشک دریافت کرده و بیش از دو سال از شیوع بیماری وی گذشته باشد.
نظر دهید »
بررسی تاثیر آموزش کنترل پرخاشگری والدین بر کاهش علائم نافرمانی در کودکان مبتلا به نافرمانی …
ارسال شده در 14 مرداد 1400 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

     درراهنمای تشخیصی آماری جدید اختلالات  دوران کودکی به دو دسته اختلالات با منشا درونی و اختلالات با منشأ بیرونی تقسیم شده است. اختلال نافرمانی مقابله ای یکی از اختلالات با منشأ بیرونی است و یکی از رایجترین اختلالات رفتاری در کودکان است. بارکلی(1997) مطرح کرده است که رفتارهای ناشایست و نافرمانی یکی از علت های رایج ارجاع به کیلینیک های روانشناسی و مشاوره است. کازدین(1995) در پژوهشی که انجام داده به این نتیجه رسیده است که نزدیک به نیمی از کودکان مراجعه کننده به کلنیک ها کودکان دارای علائم اختلال اختلال نافرمانی مقابله ای هستند. برخی از رفتارهای ناشایست و نافرمانی در دوران کودکی مخصوصاً قبل از سن دبستان طبیعی است، لیکن در تشخیص این اختلال از ویژگی های طبیعی رفتار باید سه شرط فراوانی، شدت و تداوم و دو اصل هم خوانی رشد و پیش بینی آینده را مدنظر داشت (راینیکه و همکاران، 1379، ترجمه علاقه بند راد و فرهی). اختلال اختلال نافرمانی مقابله ای عبارت است از “الگوی عود کننده از رفتارهای منفی کارانه، نافرمانی، سرکشی و خصم آلود در برابر اشخاص صاحب قدرت” این اختلال تاثیرات وسیعی بر فرد، خانواده، مدرسه و اجتماع دارد(کاپلان و سادوک، 1379 ترجمه نصرالله پورافکاری). کودکان دارای علائم این اختلال در برابر دستورات از خود سرپیچی و مقاومت نشان می دهند و نارضایتی خود را از امری که حتی ممکن است مورد علاقه شان نیز باشد اعلام می دارند. خواسته های خود را با گریه و بهانه گیری و به صورتی که ممکن باشد به دست می آورند. در مقابل مقاومت والدین خود را روی زمین می کشند، اشک می ریزند و موجبات دردسر دیگران را فراهم می کنند. این کودکان بسیار زود عصبانی می شوند آنچنان که در برابر کمترین رنج و ناراحتی به منتهای خشم خود رسیده و کارهای ائذایی خود را آغار می کنند. آنها برای اینکه خود را از عوارض ناشی از سرکشی دور دارند، سعی می کنند دیگران را مقصر معرفی کنند(قائمی،1366). در مورد دلایل بروز این اختلال تفاوت نظر وجود دارد. پژوهش ها حاکی از این است که بیشترین عامل تاثیرگذار بر بروز اختلال اختلال نافرمانی مقابله ای، رفتار والدین با کودک است(بارکلی، 1997). والدین این کودکان به تقویت رفتار مقابله ای و خاموش سازی و یا تنبیه رفتارهای اجتماعی می پردازند(پترسون، 1976 به نقل از راینیکه و همکاران، 1379 ترجمه علاقه بند راد و فرهی). علاوه بر والدین کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی، به آنان بیش از اندازه دستور می دهند، انتقاد می کنند، اجازه استقلال به آنها نمی دهند و آنها را تحقیر می کنند. به غیر از روش فرزندپروری، عوامل فشارزای دیگری بر تعامل والدین و کودک و در نتیجه آن بروز اختلالات رفتاری تاثیر می گذارد از جمله آسیب شناسی روانی والدین، طلاق، تک والدی، فشارهای مالی، ناسازگاری های زناشویی که می توانند باعث بد رفتاری والدین با کودک شده و رفتار نافرمانی را ایجاد و یا آن را شدت بخشد. مطالعات و پژوهش های زیادی جهت درمان این کودکان انجام گرفته است زیرا این اختلال مانع پیشرفت کودک از لحاظ تحصیلی و اجتماعی می شود و همین امر خودپنداره منفی را در او رشد می دهد. پژوهش کلمن (2007)، دراگلی و لارسون (2006) و کاستین و لیچت(2004) به این نتیجه رسیده اند که بهترین روش درمانی برای کودکان دارای عائم اختلال نافرمانی، آموزش والدین است. آموزش والدین براساس تئوری یادگیری اجتماعی است. طبق این تئوری رفتار کودک در محیط آموخته شده و سپس تقویت می شود و یا از بین می رود. در روش آموزش به والدین شیوه هایی آموزش داده می شود که به کمک آن بتوانند رفتار کودکشان را اصلاح کنند. بیشترین پژوهش در زمینه تاثیر آموزش والدین برکودکان نافرمان توسط بارکلی صورت گرفته است. او در روش آموزش خود به والدین پرخاشگر  آموزش می دهد که چگونه فرایندهای تعاملی ناقص خود را با تعاملات مناسبتر و موثرتر تغییر دهند. بارکلی معتقد است که والدین کودکان دارای علائم اختلال مذکور به ندرت کودکان خود را پس از انجام کار مثبت بلافاصله تقویت می کنند. او دلیل این عمل را این گونه توصیف می کند که والدین دوست ندارند با کودکان خود تعامل کنند و در هر زمان ممکن از تعامل با کودکان خود اجتناب می کنند حتی ممکن است آنقدر زمانی را که با کودک می گذرانند  کاهش دهند تا رفتار غیر قابل قبولی را از او مشاهده نکنند (به نقل از باری،2001). برنامه بارکلی از دو بخش تشکیل شده است: در بخش نخست نقش والدین می آموزند که به رفتارهای مثبت کودک توجه کرده و رفتارهای منفی او را نادیده بگیرند و در بخش دوم والدین استفاده از تنبیه ملایم مانند زمان محرومیت را می آموزند (بارکلی1997). در بخش حاضر نیز از روش بارکلی استفاده شده است. به طور کل به علت مشکلاتی که این کودکان برای خود وسایرین ایجاد می کننددرمان این اختلال امری لازم و ضروری است. در زمینه آموزش والدین پژوهش های متعددی در ایران و خارج از ایران صورت گرفته است ولیکن در ایران تاکنون تحقیقی مبنی بر تاثیر آموزش والدین پرخاشگر بر کودکان نافرمان به شیوه بارکلی صورت نگرفته است. به همین منظور در این پژوهش از 

خرید متن کامل این پایان نامه در سایت nefo.ir

  شیوه بارکلی برای آموزش به والدین کودکان دارای علائم اختلال اختلال نافرمانی مقابله ای استفاده شده است و مسأله مورد بررسی این است که آیا آموزش والدین می تواند علائم نافرمانی را در کودکان دارای علائم این اختلال کاهش دهد یا خیر ؟

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

1-2 بیان مسأله

 

     اکثر تحقیقاتی که در زمینه اختلال نافرمانی مقابله ای انجام شده است بر نقش خانواده تاکید دارد از جمله مطالعات کروسی و تولان(1991 به نقل از راینیکه و همکاران، 1379 ترجمه علاقه بند راد و فرهی) سه ویژگی را در والدین کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی مقابله ای برشمرده اند: 1- مشکلات روانی والدین 2- شیوه های ناموثر تربیت فرزند 3- از هم گسیختگی زناشویی.

 

          به طور کلی برای اینکه آموزش والدین موثر باشد ابتدا باید باورها و خصوصیات والدین را مورد ارزیابی و اصلاح قرار داد تا از این طریق بتوان بر رفتار کودک نیز تاثیر گذاشت،  اگر شخصیت والدین ضد اجتماعی باشد، فنون شناختی رفتاری حل مسأله و کنترل رفتار والدین ضرورت دارد. اگر مشکل اصلی اختلاف زناشویی است، آموزش مهارت های حل مسآله و ارتباطی لازم است و اگر رفتار والدین به علت تجارب دوران کودکی است باید به تغییر اسنادهای معطوف به خود و تمایز بین شیوه انضباطی صحیح و بدرفتاری یا اجبار بی دلیل متمرکز باشد(آلن ای، 1384 ترجمه توزنده جانی و قناویزچی).

 

     مساله و هدف پژوهش بررسی تاثیر آموزش کنترل پرخاشگری والدین به شیوه بارکلی بر کاهش علائم اختلال نافرمانی مقابله ای در کودکان واجد علائم مذکور بوده است.

 

1-3 اهمیت نظری پژوهش    

 

     امروزه بحث کودکان نافرمان مقابله ای یکی از مباحث مهم در مسائل رفتاری کودکان است. زیرا اگر این اختلال در کودکی درمان نشود، ممکن است باعث ایجاد اختلال سلوک در بزرگسالی شود.

 

     کودکان نافرمان به علت رفتارهایی که دارند ممکن است در مدرسه در معرض طرد همکلاسی ها و معلم قرار بگیرند و این امر علاوه بر اینکه بهداشت روان کودک را دچار آسیب می کند، باعث می شود از لحاظ تحصیلی نیز دچار دلزدگی شود. این اختلال اگر به وضعیتی مزمن تبدیل شود می تواند در روابط بین فردی و عملکرد تحصیلی دخالت کرده و باعث شود فرد یا فاقد دوست بوده و یا روابط دوستانه، او را ارضا نکند (کاپلان و سادوکف 1379 ترجمه پورافکاری).

 

     اکثر کودکان نافرمان دارای هوش طبیعی هستند ولی به علت مشکلات رفتاری ممکن است نتوانند کارکرد تحصیلی مطلوب را نشان دهند. این کودکان به علت رفتارهای مقابله ای و در نتیجه ضعف در تحصیل و برقراری رابطه با دیگران دارای خودپنداره ضعیف، درماندگی آموخته شده، افسردگی و پرخاشگری هستند (بینک، 2002). به این منظور که کودکان دارای علائم نافرمانی مقابله ای بتوانند از هوش خود نهایت استفاده را ببرند و نیز بتوانند از بهداشت روانی مناسبی برخوردار بوده  و برای اینکه تعاملات اجتماعی مناسبی را با دیگران داشته باشند، مداخله امری لازم و ضروری است که چون اموزش والدین بهترین درمان شناخته شده برای این کودکان است، این تحقیق تأثیر آموزش والدین بر کاهش رفتارهای نافرمانی در کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی مقابله ای را مورد بررسی قرار داده است.

 

1-4 اهداف پژوهش

 

1-4-1 اهداف اصلی

 

    • تعیین اثر بخشی اموزش والدین بر کاهش شدت علائم نافرمانی در کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی مقابله ای در مرحله پس آزمون.

 

  • تعیین اثر بخشی آموزش والدین بر کاهش شدت علائم نافرمانی در کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی مقابله ای تا مرحله پیگیری

1-4-2 هدف فرعی

 

     بررسی ارتباط بین متغیرهای جمعیت شناختی و شدت علائم نافرمانی مقابله ای در کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی مقابله ای.

 

1-5 فرضیه های پژوهش

 

     آموزش کنترل پرخاشگری والدین درکاهش علائم نافرمانی مقابله ای موثر است

 

     کاهش علائم نافرمانی براثرآموزش والدین در کودکان دارای علائم نافرمانی مقابله ای تا مرحله پیگیری پایدار است.

 

1-6 تعریف اصطلاحات

 

1-6-1 تعاریف نظری

 

     اختلال نافرمانی مقابله ای: اختلال نافرمانی مقابله ای ” الگوی عودکننده ای از رفتارهای منفی کارانه، نافرمانی، سرکشی خصم آلود در برابر اشخاص صاحب قدرت” می باشد. (کاپلان وسادوک، 1379 ترجمه نصرت الله پورافکاری)

 

      اموزش والدین: هدایت والدین در جهت هرگونه مداخله ای که فرزندانشان را به منظور ایجاد و یا حذف ویژگی خاص تحت تاثیر قرار دهد.(کالاس، 1987 به نقل از کلانتری، 1372).

 

1-6-2- تعاریف عملیاتی

نظر دهید »
بررسی رابطه بین هوش هیجانی و ویژگی های شخصیتی با اضطراب اجتماعی
ارسال شده در 14 مرداد 1400 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

:

شناخت و کنترل عواطف و هوش هیجانی‌ به خودی خود یکی از مهمترین توانائیهای روانشناسان و کارشناس خبره این رشته معرفی شده است.

هوش هیجانی

همچنین اضطراب اجتماعی بعد از افسردگی سومین مشکل بزرگ ذهنی در جهان امروز است. اضطراب اجتماعی باعث اضطراب مزمن و ترس بسیار در روبرویی با موقعیت های اجتماعی است. این بیماری انسان ها را از داشتن کنترل بر زندگیشان محروم می کند و باعث عدم توانایی در هدایت زندگی توسط آنان می گردد، متاسفانه این بیماری آنها را از انتخاب شغل مناسب به علت ترس باز میدارد. نابودی روابط اجتماعی از بزرگترین پیامد های این بیماری بوده گرچه این بیماران مشتاق داشتن روابط اجتماعی باشند. اضطراب اجتماعی زندگی را نابود می کند.اما باعث خوشحالی است که می توان آن را به طور کامل با رفتار مناسب و ساختار یافته درمان کرد

 

1-1بیان مساله تحقیق :

 

ارتباط بین زوجین و مطالعه عوامل مرتبط با آن و نیز از طرفی بررسی عوامل اثرگذار بر مسائل، مشکلات و در نهایت ناسازگاری و طلاق زوجین یکی از مسائل مهمی است که پرداختن به آن اهمیت زیادی دارد. چرا که استحکام بنیان خانواده به نوع روابط زوجین وابسته است(شمسایی و همکاران، 2007) و این مساله به خودی خود منجر به شکل گیری و یا عدم آسیب های اجتماعی می شود. در این بین ممکن است عوامل متعددی از جمله اضطراب اجتماعی، هوش هیجانی و یا ویژگی های شخصیتی  با این امر در ارتباط باشند که در ادامه به بررسی این موارد پرداخته می شود.

 

امروزه شاهد این هستیم که در ابعاد گوناگون زندگی انواع هوش مهم و تاثیرگذار است. طبیعی است که پژوهشگران به دنبال میزان اثرات آن در آسیب های روان شناختی و اجتماعی باشند که از جمله موارد مورد توجه ازدواج و طلاق است. در جامعه ایران نیز روز به روز ازدواج های ناشاد بیشتری به طلاق ختم می شوند و در این زمینه هوش یکی از عواملی است که در زندگی زناشویی نقش بسزایی را ایفا می کند. هرنستاین(1994) و مورای(1994) نشان دادند که یک ارتباط منفی بین هوش و طلاق در طول 5 سال نخست ازدواج وجود دارد. در پژوهشی دیگر نیز مشخص شد شانس طلاق در طول 5 سال نخست ازدواج وجود دارد(درونکر، 2000). همانگونه که هوشبهر(هوش شناختی) می تواند بر میزان ناسازگاری زوجین و طلاق تاثیر بگذارد، هوش هیجانی نیز در چگونگی ارتباط زوجین با هم و حل مسایل زندگی تاثیرگذار است(معلمی و همکاران، 1390). در این خصوص، نظریه پردازان هوش هیجانی بر این باورند، که بین هوش هیجانی و قدرت مقابله با موقعیت های مخاطره آمیز رابطه مثبت وجود دارد(سالووی و همکاران، 1999). اصطلاح هوش هیجانی برای اولین بار در دهه 1990 توسط دو روانشناس به نام های جان مایر و پیتر سالووی مطرح شد. مایر و سالووی(2000) اظهار داشتند کسانی که از هوش هیجانی برخوردارند، می توانند عواطف خود و دیگران را کنترل کرده، بین پیامدهای مثبت و منفی عواطف تمایز گذارند و از اطلاعات عاطفی برای راهنمایی فرایند تفکر و اقدام های شخصی استفاده کنند. کاهش آستانه تحمل، افزایش پرخاشگری و تمامی چیزهایی که بر تنش های زناشویی منجر می گردند به نوعی میتوانند با هوش در ارتباط باشند(شمسایی و همکاران، 2007) که این امر نیازمند بررسی های بیشتری می باشد.

 

ویژگی های شخصیت نیز از موضوعات مهم روانشناسی به شمار می رود که می تواند بر روابط بین زوجین تاثیر گذار باشد(آتش افروز و 

خرید متن کامل این پایان نامه در سایت nefo.ir

  همکاران، 1387). در این خصوص، الگوی پنج عاملی از مشهورترین الگوهای شخصیت در زمینه تحلیل عوامل هستند(فارنهام، 2008). این پنج عامل عبارتند از: نوروزگرایی، برونگرایی، گشودگی، مقبولیت، باوجدانی(مالوف و همکاران، 2010). نوروزگرایی یکی از ویژگی هایی است که ثبات هیجانی بالا و اضطراب پایین در یک سوی پیوستار قرار دارد. افراد با نمره بالا در نوروزگرایی دارای هیجانات غیرمنطقی بیشتر و کم توانی در مهار رفتارهای برانگیختگی وار و ضعف در کنار آمدن با مشکلات هستند. افرادی که نمره های آنها در نوروزگرایی پایین است با برخورداری از ثبات هیجانی، معمولا آرام و معتدل هستند و قادرند با موقعیت های تنیدگی زاد بدون اضطراب مقابله کنند(لانس بری و همکاران، 2007). برونگرایی نیز به اعتقاد برت و همکاران(1998) تفاوت های آشکاری بین درونگراها و برونگراها وجود دارد. برونگراها افراد اجتماعی هستند و از مهمانی خوششان می آید، مشتاق تحریک و هیجان و خطرپذیرند و نیندیشیده عمل می کنند، توانایی مهار احساسات را ندارند و چندان پایدار نیستند. در مقابل درونگرا فردی است کم حرف که بیشتر به کتاب ها علاقه دارد تا به آدم ها، تودار است و بجز چند دوست صمیمی از دیگران فاصله می گیرد، به احساس های آنی اعتماد نمی کند، مسائل زندگی منظم و با قاعده را دوست دارد، به ندرت از خودش پرخاشگری نشان می دهد و برای معیارهای اخلاقی، ارزش فراوان قایل است(دادستان، 1390). در رابطه با گشودگی به تجربه نیز می توان گفت، اشخاص دارای نمره بالا در این نوع هم درباره دنیای درونی و هم بیرونی کنجکاوند و زندگی آنها از لحاظ تجربه، غنی است. آنها تنوع طلب، دارای کنجکاوی ذهنی، استقلال در قضاوت، تخیل و زیباپسندی هستند(دانلان و همکاران، 2005). مقبولیت بیشتر نیز موجب می شود افراد بهتر بتوانند احساساتشان را در تعامل های بین فردی مهار کنند و برخورد آرام تری داشته باشند. افراد با نمره بالا در این نوع شخصیت دارای ویژگی هایی چون اعتماد، رک گویی، دیگر دوستی، هم رایی، تواضع و دل رحمی هستند(آتش افرزو و همکاران، 1387). در رابطه با باوجدانی نیز بهترین توصیفبرای این نوع مفهوم “اراده” است. فرد باوجدان هدفمند، بااراده و مصمم است. نمره بالا در باوجدانی با موفقیت شغلی و تحصیلی همراه است. از ویژگی های افراد با نمره بالا در این نوع، دقت، خوش قولی، قابل اعتماد بودن، تلاش برای موفقیت و منضبط بودن است(دانش، 1384). در این خصوص میشل و شودا(1998) بیان می کنند که الگوی پنج عاملی، نظام های شناختی-عاطفی اساس شخصیت را منعکس می کنند.

 

1-2اهمیت موضوع پژوهش:

 

طلاق[23]شایع ترین جلوه تعارض شدید است و در نهایت بالغ بر نیمی از زوج هایی که درصدد مشاوره هستند، طلاق می گیرند(ورسینگتون[24]، 2005). بر اساس آمار رسمی در ایران از هر 1000 مورد ازدواج، حدود 200 مورد به طلاق منجر می شود و ایران چهارمین کشور جهان از نظر میزان نسبت طلاق به ازدواج معرفی شده است(یوسفی، 1390). بنابراین مطالعه موارد مرتبط با پدیده طلاق اهمیت بسزایی داشته و ضروری می باشد.

 

بنابراین می توان گفت عوامل متعددی در بروز طلاق موثر است که می توان به عوامل اقتصادی، اجتماعی، حقوقی، روان شناختی و عوامل تنش زای درونی و بیرونی اشاره کرد که در این بین عوامل فردی و روانشناختی از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند(پرانچر و همکاران[25]، 2008)، زیرا این عوامل با تمام جنبه های زندگی افراد مثل آموزش، شغل و عملکرد های بین فردی مرتبط هستند(دوروس و همکاران[26]، 2011). بنابراین توجه به این عوامل و علل ضرورت دارد.

 

از جمله عوامل موثر می توان ویژگی های شخصیتی(مالوف و همکاران[27]، 2010)، هیجان پذیری و میزان اضطراب افراد(لانس بری و همکاران[28]، 2007) را نام برد که این مسائل نیازمند بررسی های بیشتری می باشد چرا که ارتباط بین این عوامل می تواند به مشاوران و روانشناسان در زمینه شناسایی علل و عوامل مرتبط کمک کرده و زمینه مشاوره ای موثر را برای زوجینی که در آستانه طلاق هستند فراهم نماید بنابراین شناسایی علل مرتبط در زمینه زوجین با توجه به اهمیت طلاق و تاثیر آن بر جنبه های زندگی ضروری می باشد. 

 

1-3اهداف پژوهش:

 

هدف کلی:

 

بررسی رابطه بین هوش هیجانی و ویژگی های شخصیتی با اضطراب اجتماعی در زوجین متقاضی طلاق

 

اهداف جزئی:

 

الف. اهداف علمی:

 

1.بررسی رابطه بین هوش هیجانی با اضطراب اجتماعی در زوجین متقاضی طلاق.

 

2.بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیتی با اضطراب اجتماعی در زوجین متقاضی طلاق .

 

3-بررسی نقش پیش بین هر یک از متغیرهای هوش هیجانی و ویژگی های شخصیتی با اضطراب اجتماعی در زوجین متقاضی طلاق .

 

ب.متغییر های(پیش بینی و ملاک(:

 

ملاک   :اضطراب اجتماعی              

 

پیش بین:ویژگی های شخصیتی در زوجین

 

    پیش بین :   هوش هیجانی

 

  • 4 فرضیات تحقیق:

1-بین هوش هیجانی و مولفه های آن(مهارت های درون فردی، مهارت های بین فردی، مقابله با فشار، سازگاری و خلق کلی) با اضطراب اجتماعی و مولفه های آن(هراس اجتماعی و گذر اجتماعی) در زوجین متقاضی طلاق رابطه وجود دارد.

 

    • بین ویژگی های شخصیتی(نوروزگرایی، برونگرایی، گشودگی، مقبولیت، باوجدانی) با اضطراب اجتماعی و مولفه های آن(هراس اجتماعی و گذر اجتماعی) در زوجین متقاضی طلاق رابطه وجود دارد.

 

  • هوش هیجانی و ویژگی های شخصیتی پیش بینی کننده اضطراب اجتماعی در زوجین متقاضی طلاق می باشند.

 

1-5روش تحقیق:

 

روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی است.

 

1-6روش گردآوری اطلاعات:

نظر دهید »
بررسی رابطه خنده درمانی یوگایی و سلامت روان دختران و پسران جوان بین 18ـ …
ارسال شده در 14 مرداد 1400 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

:

 

خنده در روان‌شناسی دارای جایگاه ویژه و پرارزشی است و موجب کاهش هورمون‌های استرس‌زا (کورتیزول، آدرنالین، دوپامین و هورمون رشد) می‌شود و افزایش مقدار هورمون‌هایی مانند آندورفین را به همراه دارد که نوعی حس آرامش و تعادل روانی را القا می‌کند. کسی که می‌خنداند بیشتر از آن‌که می‌خندد، اثر مفید خنده را بر بدن خود به جا می‌گذارد و آستانه تحمل خود را در برابر بروز خشم و عصبانیت بالا می‌برد. حتی اگر شما یک دقیقه بخندید، آن خنده می‌تواند گاهی تا 45 دقیقه باعث آرامش شما ‌شود و فشار روانی تان را کمتر کند. ( شفیع آبادی، 1392)

 

افرادی که خیلی سخت می‌خندند معمولا از نظر روانی افراد پرتنش و پر استرسی هستند و باید از مزایای خندیدن آگاه شوند، با دوستان و خانواده دور یک میز بنشینند و وقایع خنده‌دار برای هم بازگو کنند، فیلم‌ها یا تئاترهای خنده‌دار ببینند و… هر موقعیت بدی واقعا آن طور که ما فکر می‌کنیم، نیست و می‌توانیم شکل خنده‌داری از آن را هم تعریف کنیم. با این روش می‌توانیم سختی‌ها را تحمل کنیم و یا از آنها عبور کنیم و اجازه ندهیم استرس و خشم و عصبانیت بر ما غلبه کند. ( شفیع آبادی ، 1392)

 

1ـ 2ـ بیان مسئله:

 

گاهی حوادث زندگی، ما را به انجام عکس ‌العمل هایی وا می ‌دارد، ولی شرایط زمانی و مکانی، اجازه بروز این عکس ‌العمل‌ ها را به ما نمی ‌دهند. در نتیجه، مقدار زیادی انرژی در بدنمان محبوس می شود که می‌ توانیم با خنده آن را آزاد کنیم. در واقع، خنده پدیده ‌ای است که غالبا برای ابراز شادمانی به کار می ‌رود و در بین موجودات زنده، فقط انسان است که از این توانایی به صورت کامل برخوردار است. روان ‌شناسان بر این باورند که مقدار زیادی انرژی منفی در اثر مشکلات مختلف زندگی، در بدن ذخیره می‌ شود و این انرژی به همراه استرس‌ های درونی، از طریق خنده از ذهن و بدن ما تخلیه می ‌شود. به همین دلیل است که همیشه بعد از خنده، احساس آرامش و تمرکز ذهنی می کنیم. ( محمد قدیری، 1392)

 

خنده می تواند اثرات درمانی بر جسم و روان داشته باشد . نورمن کازینز در کتاب « آناتومی بیماریها» شرح داده است که خنده ارزش درمانی داشته و یا به عبارتی مانند ” جلیقه ضد گلوله ” ما را در برابر اثرات مخرب ناشی از عواطف منفی محافظ می کند. خنده ترس از بیماری را متوقف می کند و از این رو از سفت شدن رگهای خونی و تغییرات بیوشیمیایی مضر در بدن جلوگیری می کند. خنده موجب افزایش تولید اندرفین ها و یا همان هورمون های طبیعی شادی می شود که نقش بسیار مهمی در برطرف کردن درد دارد. ( کازینز ، 1979)

 

در نوشته های یونان باستان چنین دیده می شود : دلی که شاد است به خوبی یک پزشک فعالیت می کند ( پولادی ریشهری ، 1387)

 

پژوهش های گسترده ای که در دو دهه ی گذشته در کشورهای گوناگون جهان انجام گرفته ثابت کرده است که خندیدن اثر مثبتی بر دستگاه های مختلف بدن دارد. خنده آثار منفی استرس را که امروزه قاتل شماره یک جان آدمی شناخته شده است از تن و روان می زداید . بیش از هفتاد درصد بیماری ها و ناخوشی ها همچون بالا بود فشار خون، ناراحتی های قلبی، اضطراب، افسردگی، سرما خوردن های پی در پی، زخم معده، بی خوابی ، آلرژی، آسم، اختلالات قاعدگی، سردردهای تنشی و حتی سرطان به نوعی با استرس در ارتباط اند. همچنین ثابت شده است که خنده بی هیچ شک و تردیدی در تقویت دستگاه ایمنی بدن که در حفظ سلامتی و تندرستی ما نقشی اساسی ایفا می کند دخالت دارد. ( مادان کاتاریا، 1390)

عکس مرتبط با افسردگی در روانشناسی Psychological depression 

خرید متن کامل این پایان نامه در سایت nefo.ir

 

دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که خنده هم ارزش پیش گیری کننده دارد و هم ارزش درمانی. اما این روزها سراغ خنده را از چه کسی می توان گرفت؟ به نظر می رسد که مردم خندیدن را به کلی یاد برده اند. پژوهشهای دکتر میشل تیتز، روانشناس آلمانی، بیانگر آن است که دردهه ی 1950 مردم به طور میانگین 18دقیقه در روز می خندیدند در حالی که امروز با وجود بهتر شدن کیفیت زندگی، ما در هر روی بیش از 6 دقیقه نمی خندیم.

 

کودکان قادرند روزی 300 تا400 بار بخندند، اما در بزرگسالی این میزان به 15 بار در روز کاهش می یابد. همچنین در نتیجه ی جدی بودن و سختگیری بیش از حد، حس شوخ طبعی ما روز به روز در حال افول است. چیزهایی که سی سال پیش از ته دل به آن ها می خندیدیم، امروز فقط لبخندی کمرنگ را بر لبان ما جاری می سازند.

 

هر جلسه ی خنده درمانی، آمیزه ای از تمرین های تنفس عمیق و حرکت های کششی یوگا، خنده های برانگیزاننده و احیای روحیه ی بازیگوشی کودکانه است. تمرین های گروهی خنده کاملا بر پایه ی اصول دانش یوگا انجام می شود که از راه به هم پیوستن جسم، روان و روح، تعادل زیستی بی همتایی در ما ایجاد می کند. تمرین های برانگیزاننده خنده با « تنفس عمیق که بخش مهمی از یوگا را تشکیل میدهد همراه شده است. تنفس عمیق با به جنبش در آوردن موزون پرده ی دیافراگم و عضله های شکم، بخش آرام بخش دستگاه عصبی ( سلسله اعصاب پاراسمپاتیک) را فعال می سازد. همچنین میزان اکسیژن خالص بدن راکه مهم ترین نقش را در سوخت و ساز بر عهده دارد افزایش می دهد. ( مادان کاتاریا، 1390)

 

با توجه به شواهد فوق و همچنین تفاوت های فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی در کشور ایران در مقایسه با سایر کشورها، محقق بر آن شده تا تاثیر خنده درمانی یوگایی را بر سلامت روان زنان و مردان بررسی نماید.

 

1ـ 3ـ ضرورت و اهمیت موضوع:

 

دانش روانشناسی، امروزه پی برده است که لبخند در زندگی ما از اهمیت به سزائی برخوردار است .لبخند و خنده هیچ عارضه جانبی مضری ندارد و حتی اگر نتواند به خودی خود بیماری و فشارهای روانی را علاج کند، حداقل میتواند لحظات نگرانی بهوجود آمده از بیماری را برطرف سازد. لبخند علاوه بر معکوس کردن مسیر بیماری و تأمین سلامت در گردهمائی های اجتماعی بهترین یخ شکن است.  در سالهای اخیر دانشمندان سعی داشتند که فیزیولوژی خنده و اثرات پزشکی قابل اثباتش را آشکار کنند. گروهی از این وحشت دارند که اگر زیاد بخندند و یا لبخند به لب داشته باشند، د یگران آنها را جدی نگیرند در حالی که باید بدانیم امروزه مشکل،، خنده زیاد نیست ، بلکه کمبود خنده است .البته بایستی صادقانه خندید و  شخصیت خود را نیز در نظر داشت .خنده آنگاه مؤثر و درمانبخش است که به موقع باشد و به شخصیت دیگران آسیب نرساند خنده های بیمورد و تمسخرآمیز، انسان را غافل میکند و پرده سیاهی بر روی عوامل شادی آفرین دیگر میکشد. ( مادان کاتاریا، 1390)

 

خندیدن نوعی آنتی بیوتیک طبیعی است که همه انسان ها با استفاده از آن می تونند بسیاری از درد های خود را کاهش دهند .خنده واکنشی غیر ارادی است که موجب انقباض هماهنگ پانزده ماهیچه صورت و سریع شدن تنفس و جریان خون و در نتیجه افزایش ترشح آدرنالین در خون می‌شود که تاثیر نهایی آن ایجاد احساس لذات و شادابی در فرد می‌شود.خنده ارزانترین داروی پیشگیری ازو مبارزه با بسیاری از بیمار ها است و باعث پایین آمدن ضربان قلب و کاهش فشار خون می‌شود و از آنجائیکه موجب می‌شود فرد نفس عمیق بکشد لذا میزان اکسیژن بافت ها افزایش می یابد در نتیجه در طولانی شدن عمر بشر نیز اثر دارد .ترشح هورمون ایمونوگلوبولین در بدن با میزان خندیدن ما ارتباط مستقیم دارد. ایمونو گلوبولین به مبارزه دستگاه ایمنی بدن با باکتری ها و میکروب ها کمک می‌کند و شخص را برای مقابله با بیماری ها آماده می‌کند همچنین در اثر خنده نوعی ماده شیمایی خاص تولید می‌شود که در شخص اعتماد به نفس ایجاد می‌کند.

 

اهمیت خنده به اندازه ای از نظر دانشمندان مهم است که گفته اند یک دقیقه خندین ارز ته دل معادل ۴۵دقیقه ورزش انسان را سرحال می‌کند. با توجه به موارد فوق در می یابیم که چرا ائمه اطهار (ع) و نیز چرا در قرآن کریم خداوند متعال به خنه و تبسم بیشتر توصیه فرموده اند . قرآن کریم نمونه ای از آثار خنده را در داستان حضرت سلیمان (ع) در سوره نمل آیه ۱۹ نقل می فرمایند که )فتبسم ضاحکا من قولها) حضرت پس از شنیدن سخن مورچه ای از کلام او در شگفت شد، نخست تبسم کرد و به دنبال آن خندید در روایات فراوانی نیز به محدوده و چگونگی خنده اشاره شده است که برای پرهیز از طولانی شدن سخن فقط به دو نموه از آن اشاره می‌شود.

 

بهره گـیـری از ” خنده” برای درمان ناهنجاری های فکـری و عارضـه های جـسمـی، نخستین بار نیست که به مرحله اجرا درمی آید. پیش از این در کشور ژاپن به معجزه خنده پی برده و از آن برای آرامش روح و روان استفاده نموده اند. طی یک برنامه از پیش تعیین شده در کلاس های خنده درمانی برای علاقمندان به آرامش درونی، فواید خنده به طور مبسوط، شرح داده می‌شود. در این راستا بر این نکته تاکید می‌شود که بسیاری از ما اکثر وقت خود را در محل کار سپری می نماییم، جایی که بیشترین فشار را از لحاظ کاری متحمل می شویم، بیماری های زیادی مانند “فشار خون”، “نارسایی های قلبی”، “بی خوابی و افسردگی” حاصل فشارهای بیش از اندازه ای هستند که هر کدام از ما روزانه با آنها دست و پنجه نرم می‌کنیم، اضطراب و استرس محیط کار و فعالیت ممکن است به وضعیت بدتر مانند اعتیاد به مواد مخدر یا تفریحات غیر سازنده منجر شود. ( مادان کاتاریا، 1390)

 

در این پژوهش ، محقق بر آن شده است تا تاثیر خنده درمانی یوگایی بر سلامت روان را با روش کاملا علمی در طی کلاس های خنده درمانی با یک گروه آزمایش که تحت تاثیر متغیر مستقل قرار گرفته اند ، مور بررسی قرار دهد.

 

1ـ 4ـ  اهداف کلی و جزئی:

 

هدف کلی این تحقیق،

 

  1. تعیین رابطه بین خنده درمانی یوگایی و سلامت روان دختران و پسران

اهداف فرعی:

 

1.تعیین رابطه خنده درمانی یوگایی بر سلامت روان دختران

 

  1. تعیین رابطه خنده درمانی یوگایی بر سلامت روان پسران

1ـ 5 ـ سئوالات:

 

  1. آیا بین خنده درمانی یوگایی و سلامت روان دختران و پسران جوان بین 18ـ 40 سال رابطه معنادار وجود دارد؟

1ـ 6 ـ فرضیه ها :

 

  1. بین خنده درمانی یوگایی و سلامت روان دختران و پسران جوان بین 18ـ 40 سال رابطه معنادار وجود دارد.

1ـ 7ـ  تعاریف مفهومی وعملیاتی متغیرها :

 

خنده درمانی یوگایی:   

 

 

 

 

 

حق انحصاری © 2021 عکس توضیحی. کلیه حقوق محفوظ می‌باشد.



 
 
 

رفتن به نوار ابزار

  • درباره وردپرس
  • عکس توضیحی
  • سفارشی‌سازی
  • 139 به‌روزرسانی افزونه, 4 به‌روزرسانی پوسته
  • 00 دیدگاه در حالت رسیدگی
  • تازه
  • ویرایش نوشته
  • سلام admin

بیرون رفتن

 
نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 135
  • 136
  • 137
  • ...
  • 138
  • ...
  • 139
  • 140
  • 141
  • ...
  • 142
  • ...
  • 143
  • 144
  • 145
  • ...
  • 335

آخرین مطالب

  • نقش بیمه دریایی در جبران خسارات ناشی از تصادم کشتی ها
  • مقایسه ی اضطراب سلامت، حساسیت پردازش حسی، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان
  • مقایسه تطبیقی جرایم جنسی علیه زنان درفقه وحقوق موضوعه ایران و حقوق بین الملل …
  • بررسی عوامل موثر بر تصویر برند بانک مسکن و ارائه راهبردها در جهت بهبود آن
  • و مصونیت قضایی نمایندگان و کارکنان دیپلماتیک
  • ارتباط میان ساختار مالکیت، سرمایه گذاری ثابت و جریان وجه نقد
  • ارائه مدل مطلوب توسعه زیر ساخت‌های صنعت چرم
  • بررسی راهکارهای ارتقای خدمات الکترونیک بانک پاسارگاد
  • تعیین اثربخشی آموزش جرات ورزی بر اضطراب، عزت نفس و عملکرد تحصیلی دانش آموزان …
  • تعیین رابطه بین صفات شخصیت و رویکرد یادگیری با سلامت روانی و شادکامی دانشجویان …

ایده یابان نواندیش - مجله‌ اینترنتی آموزشی علمی

 برخورد با خیانت مجازی همسر
 کسب درآمد از پادکست آموزشی
 تفاوت عشق مدرن و سنتی
 مدیریت حسادت در رابطه عاشقانه
 درآمدزایی از بازاریابی محتوا
 انتخاب اسباب‌بازی طوطی برزیلی
 سئو کلاه سفید برای فروشگاه آنلاین
 نکات مهم قبل از سرپرستی سنت برنارد
 آموزش اصولی میدجرنی
 درآمدزایی از مشاوره هوش مصنوعی
 فروش ابزارهای دیجیتال درآمدزا
 استفاده حرفه‌ای از ChatGPT
 علائم و درمان ایدز عروس هلندی
 جذابیت روابط پیچیده عاطفی
 پیشگیری از گرمازدگی حیوانات خانگی
 طراحی کتاب دیجیتال کودکان درآمدزا
 آموزش فرمان هم‌قدم شدن به سگ
 آموزش کامل استفاده از کوپایلوت
 استفاده از Grammarly برای نویسندگی
 کسب درآمد از فروش عکس
 سئو تکنیکال برای فروشگاه آنلاین
 درآمدزایی از تصاویر هوش مصنوعی
 تعادل بین عشق و آزادی در رابطه
 تجربه کاربردی با کوپایلوت
 جرم‌گیری دندان سگ
 ایجاد احساس ارزشمندی در رابطه
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان